بدون شرح...! | 12:28
عشق ایستادن زیر باران و خیس شدن با هم نیست
عشق ان است که یکی چتر شود و دیگری نفهمد که چرا خیس نشد کاش آسمان حرف کویر را می فهمید و اشک خود را نثار گونهء خشک او می کرد![]()

کاش واژهء حقیقت آنقدر با لبها صمیمی بود که برای بیان کردنش نیازی به شهامت نبود
کاش دلها آنقدر خالص بودند که دعاها قبل از پایین آمدن دستها مستجاب می شد
کاش مهتاب با کوچه های تاریک شبا آشناتر بود
کاش بهارآنقدر مهربانتر بود که باغ را به دست خزان نمی سپرد
کاش فریاد آنقدر بی صدا بود که حرمت سکوت را نمی شکست
کاش مرگ معنی عاطفه را می فهمید
کاش چشمان ما سخاوت بیشتری داشت بشود از آنها راز عشقی را که قلبمان گواهی
می دهد با
نگاه تفسیر کرد
کاش فلسفه زندگی اینقدر پیچیده نبود تا در باور آن اینگونه تجلیل نمی رفتیم.
تقدیم به عشقم (مهرناز)
امیر امینی | Fri 19 Jan 2007 |
غربت...! 2 | 13:16
ای خواب عالم ! زندگی فراز و نشیب دارد ، باور هیچ کدامشان مشو که هیچ کدام تا ابد نمی ماند . ای مهربانم ! پل زندگی گاهی تَرَک بر می دارد ، یا می شکند پس هیچگاه یک مسیر را ،راه حرکت مدان که اگر شکست ، پل دیگری را هم نمی بینی . دوستت دارم و هر روز عشقم را برای گدایی محبت قلبت می فرستم نا شاید روزی صید دام تو شوم و مرا دوست بداری . من تو را دوست دارم بیش از آنچه که فکر می کنی احساسم تورا می خواند.
امیر امینی | Thu 11 Jan 2007 |